خانه / شبهات / پیرامون ائمه عليهم السلام / حضرت علی در حکمت ۱۱۱ نهج البلاغه می گوید اگر کوهی مرا دوست بدارد از هم می شکافد و فرو می ریزد آیا چنین مطلبی با عقل جور در می آید؟

حضرت علی در حکمت ۱۱۱ نهج البلاغه می گوید اگر کوهی مرا دوست بدارد از هم می شکافد و فرو می ریزد آیا چنین مطلبی با عقل جور در می آید؟

مرحوم رضی در شرح این جمله حکیمانه امام می گوید:

« معنای این سخن آن است که شدائد و مصائب به سراغ دوستان ما می آیند و این سرنوشت تنها در انتظار پرهیزکاران و نیکان و برگزیدگان و خوبان است .

سپس می گوید این سخن همانند سخن دیگری است که از امام نقل شده که فرمود:

« هر کس ما اهل بیت را دوست بدارد باید پوشش فقر را برای خود مهیا سازد ( و آماده انواع محرومیت ها و گرفتاری ها) گردد»

?نهج البلاغه حکمت ۱۱۲

سید رضی در پایان می گوید گاهی برای این کلام امام تفسیر دیگری نیز کرده اند.

جهت وضوح بیشتر باید توجه کرد؛
در کتاب پیام امام امیر المومنین که شرحی بر نهج البلاغه است چنین آمده است؛

«در این که چه رابطه اى در میان محبت اهل بیت و پوشش فقر و مصائب و گرفتاری ها است تفسیرهاى مختلفى شده که از میان همه آنها سه تفسیر زیر از همه مناسب تر است:

۱- نخست این که به مقتضاى «اَلْبَلاءُ لِلْوِلاءِ» « بلاها به سراغ دوستان خدا مى روند» و همچین به مقتضاى حدیث « گرفتارى ها و مشکلات بیش از همه دامان پیامبران را مى گیرد سپس کسانى که به دنبال آنها هستند سپس نیکان یکى پس از دیگرى»

?الکافی ج۲ ص۲۵۲

افرادى که به امام علیه السلام که مجموعه اى از فضایل انسانى و برکات معنوى و الهى است عشق بورزند در صف اولیا قرار مى گیرند و به حکم این که مقرب ترند ، جام بلا بیشترشان مى دهند که هم آزمونى است براى آنان و همه وسیله اى است براى ترفیع درجاتشان.

۲-  بنا به تفسیر دیگر منظور آن است کسانى که عشق به امام مى روزند یا حب اهل بیت دارند باید فقر به معناى سادگى زندگى را پیشه کنند همان فقرى که پیغمبر اکرم درباره آن مى فرمود: «فقر مایه افتخار من است و با آن بر سایر پیامبران افتخار مى کنم»

?بحار الانوار ج۶۹ ص۳۲

این تعبیر اگر به معناى فقر «فقر الى الله» نباشد به معناى ساده زیستن و قانع به زندگى خالى از هر گونه زرق و برق و تجمل بودن است.

پیروان این مکتب نیز مانند پیشوایانشان باید به چنین زندگى اى قانع باشند.

۳- تفسیر سوم این که منظور از دو کلام حکمت آمیز بالا آن است که دشمنان اهل بیت به ویژه بنى امیه و پس از آنها بنى عباس در صدد بودند که هر کس را پیرو این مکتب و عاشق این پیشوایان ببینند از هر نظر در فشار قرار دهند تا آنجا که حتى از نظر معیشت نیز در تنگنا واقع شوند.

از این گذشته ولاى اهل بیت همان ولاى حق است و طرفدار حق در هر عصر و زمان مورد تهاجم طرفداران باطل که عِده و عُده آنها غالبا کم نیست واقع مى شود.

تاریخ اسلام نیز نشان مى دهد کسانى که طرفدار پیغمبر اکرم یا پیشوایان معصومین مى شدند از طرف دشمنان در فشار شدید قرار مى گرفتند داستان شعب ابى طالب و ابى ذر و مشکلاتى که معاویه و عثمان براى او فراهم کردند تا آنجا که مظلومانه در بیابان محروم «ربذه» در شدیدترین فقر جان به جان آفرین سپرد، نمونه اى از این دست است.

از شعبى نیز که یکى از تابعین معروف است نقل شده مى گفت: « نمى دانیم با على چه کنیم اگر او را دوست بداریم (چنان بر ما سخت مى گیرند که) فقیر و نیازمند مى شویم و اگر او را دشمن بداریم کافر مى شویم».

?مناقب ابن شهر آشوب ج۳ ص۲۴۸

از این روشن تر سخنى است که در تاریخ طبرى و تاریخ ابن اثیر از «معاویه» نقل شده که چون «مغیره بن شعبه» را در سنه ۴۱ والى کوفه کرد او را فرا خواند و گفت: من مى خواستم سفارش ها ى زیادى به تو بکنم اما چون تو را فرد بصیرى مى دانم از آنها صرف نظر کردم؛ ولى یک توصیه را ترک نمى کنم و آن این که دشنام على و نکوهش او را فراموش مکن و براى «عثمان» فراوان رحمت خدا را بطلب و استغفار کن و تا مى توانى عیب بر یاران على بگذار و آنها را از مرکز حکومت دور کن و پیروان «عثمان» را مدح و تمجید نما و به مرکز حکومت نزدیک کن. «مغیره» گفت: من تجربه فراوان در امر حکومت دارم و دیگران نیز مرا آزموده اند و پیش از تو براى غیر تو عهده دار مناصبى بوده ام و هیچ کس مرا در این امر نکوهش نکرده است و تو هم در آینده مرا خواهى آزمود. یا مدح و تمجید مى کنى و یا نکوهش. معاویه گفت: ان شاء الله تو را مدح و تمجید خواهم کرد.»

?تاریخ طبری ج۲ ص۱۱۲

?تاریخ ابن اثیر ج۳ ص۱۰۲

مرحوم سیّد رضى بعد از آنکه تفسیر اول را براى این دو کلام حکیمانه برگزیده مى افزاید: «گاهى براى این کلام تفسیر دیگرى کرده اند که اینجا جاى شرح آن نیست»؛

بعید نیست که مرحوم سیّد رضى نیز نظرش در آخر کلام خود به دو تفسیر دیگرى باشد که ما در بالا آوردیم.

?پیام امام امیر المومنین ، ایت الله مکارم شیرازی ج۱۲ ص۶۶۳
پرسمان اعتقادی