خانه / پاسخگوی روز شمار / پیرامون ماه های قمری / جمادی الاول / آیا امام جواد علیه السلام می گوید من منکر فضل و برتری ابوبکر و عمر نیستم ؟

آیا امام جواد علیه السلام می گوید من منکر فضل و برتری ابوبکر و عمر نیستم ؟

دوست اهل سنت بیان کرده اند با توجه به روایتی  که امام جواد علیه السلام می گوید من منکر فضل و برتری ابوبکر و عمر نیستم چگونه با اعتقاد شیعه در مورد آنها جور می آید؟ مگر آنان قاتل حضرت زهرا نبودند ؟

 

?پاسخ?

روایتی است طولانی که مرحوم طبرسی از امام جواد علیه السلام نقل می کند که ایشان در حال مناظره با یحیی بن اکثم و تنی چند از علمای اهل سنت بودند . در فرازهایی از این روایت چنین آمده است ؛

« روایت شده که پس از ازدواج حضرت جواد با ام الفضل روزى در مجلس مأمون که حضرت جواد نیز حضور داشت و گروه زیادى نیز بودند یحیى بن اکثم به امام جواد علیه السّلام عرض کرد شما در باره این خبر چه میفرمائید که روایت شده جبرئیل بر پیغمبر نازل شد و گفت یا محمّد پروردگارت سلام میرساند و میگوید از ابابکر بپرس ببین آیا از من راضى هست یا نه.

حضرت جواد فرمود من منکر فضل ابى بکر نیستم ولى کسى که این خبر را نقل میکند باید متوجه آن خبر دیگر باشد که پیغمبر در حجه الوداع فرمود: دروغگو بر من زیاد شده و زیادتر خواهد شد.

هر کس عمدا بر من دروغ ببندد نشیمنگاهش پر از آتش مى‏شود هر وقت حدیثى شنیدید آن را با قرآن کریم و سنت من مقایسه کنید هر کدام که موافق کتاب خدا و سنت من بود قبول کنید و هر کدام مخالف کتاب خدا و سنت من بود رد کنید.

این خبرى که تو نقل کردى موافق کتاب خدا نیست زیرا خداوند در قرآن کریم میفرماید: لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ وَ نَعْلَمُ ما تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیدِ خدائى که بر راز دل و افکار پنهان انسان مطلع است نمى ‏داند ابا بکر از او راضى است یا راضى نیست جبرئیل را میفرستد تا حقیقت معلوم شود و از ته قلب مى‏گوید که چگونه است. این حرف را عقل نمى ‏پذیرد.

یحیى گفت روایت شده که ابا بکر و عمر سرور پیران بهشت هستند نظر شما در باره این روایت چیست فرمود این خبر نیز محال است زیرا بهشتیان تمام جوانند در آنجا پیرى وجود ندارد این خبر را بنى امیه جعل کردند در مقابل خبرى که پیغمبر اکرم در باره امام حسن و امام حسین فرموده آن دو سرور جوانان بهشتند…

یحیى گفت روایت شده که سکینه و وقار از زبان عمر بیان میکند. امام جواد فرمود من منکر فضائل عمر نیستم ولى ابابکر از عمر افضل است او خودش بالاى منبر مى ‏گوید مرا شیطانى است که گاهى عارضم مى‏شود هر وقت دیدید منحرف شدم مرا براه آورید….

?الاحتجاج ج۲ ص۴۴۷

برای پاسخ توجه به چند نکته لازم است ؛

اول اینکه این روایت در کتاب احتجاج بدون سند نقل شده است لذا از حیث سندی ضعیف تلقی می شود .

دوم اینکه امام جواد علیه السلام این مطلب را در برابر طر فداران ابوبکر و عمر فرموده اند و طبیعی است که وقتی کسی می خواهد با مخالفین خودش مناظره کند ، نمی تواند مخالفت علنی خود را با تمام عقاید آن ها اعلام کند ؛ چون در این صورت هیچ تأثیری بر آن ها نخواهد داشت . همانند داستان حضرت ابراهیم علیه السلام ، قرآن نقل می کند ؛

« هنگامی که ( تاریکی ) شب او را پوشانید ستاره ای مشاهده کرد گفت این خدای من است اما هنگامی که غروب کرد گفت غروب کنندگان را دوست ندارم ، و هنگامی که ماه را دید ( که سینه افق را ) می شکافت گفت این خدای من است اما هنگامی که افول کرد گفت اگر پرودگارم مرا راهنمایی نکند مسلما از جمعیت گمراهان خواهم بود ، و هنگامی که خورشید را دید ( که سینه افق را ) می شکافت گفت این خدای من است ، این ( که از همه ) بزرگتر است اما هنگامی که غروب کرد گفت ای قوم من از شریکهایی که شما ( برای خدا ) می سازید بیزارم ، من روی خود را به سوی کسی کردم که آسمانها و زمین را آفریده من در ایمان خود خالصم و از مشرکان نیستم »

?انعام ۷۵-۷۹

ابراهیم در برابر هر یک از این گروهای سه گانه قرار گرفت و نظر آنها را به عنوان یک #فرضیه پذیرفت و با آنها هم صدا شد تا هنگام غروب این کواکب آسمانی اشتباه آنها را روشن سازد .

همان گونه که مثلا ما با طرفداران سکون زمین و حرکت خورشید رو به رو می شویم و می گوییم بسیار خوب زمین ساکن است و خورشید #متحرک ولی می دانید که لازمه این سخن آن است که خورشید با این فاصله عظیمی که با ما دارد در هر ۲۴ ساعت چه دایره عظیمی را طی کند و چه سرعتی باید داشته باشد سرعتی که برای چنین جسمی اصلا محال است پس فرض شما باطل است .

این یکی از بهترین راه هایی است که برای ابطال نظرات مخالفان پیموده می شود بی آنکه حس عصبیت و لجاجت آنها تحریک گردد نخست با آن ها به عنوان یک فرضیه هم صدا شدن و سپس نتایج فاسد را نشان دادن درست همانند آنچه ابراهیم انجام داد ، امام جواد نیز برای بیان مطاعن ابوبکر و عمر نخست با طرفداران آنها در فضل و برتری آنها هم صدا شد و گفت منکر فضل آنها نیستم اما پس از آن این فرض را با بیان مطاعن آنها باطل ساخت .